تبليغاتX
شاخه دانشجویی حزب موتلفه اسلامی کازرون
سیاسی-اجتماعی-فرهنگی-مذهبی-علمی و...

يادي از روز عرفه

عرفات سرزميني است که به عرصات قيامت مي مانند که همه جمع اند وهر کس به دعا مشغول است و در انتظار رد و قبول، بيرون دروازه اند.آنگاه که پاک شوند، وارد حرم مي شوند. خانه خدا پاک است وميهمان پاک مي پذيرد.


عرفات سرزميني است که بهترين مردان خدا در آن درنگ كرده ، اشکها ريخته و نيايش ها کرده اند. عرفات با اشکهاي مقدس سيد الشهداء در روزعرفه به هنگام خواندن دعاي عرفه متبرک تر شده است.


حسين جان!دراين دشت چه خوانده اي که هنوز دشت،از نام تو عرفان دارد.شب از ياد توعطرآگين است.آسمان رنگ خدايي دارد . سنگهاي جبل الرحمه همه نالانند.


اين سرزمين، سرزمين شهادت، معرفت و عرفان است . مي داند چه کسي بر روي آن قدم مي گذارد. چرا آمده؟ چگونه بر مي گردد؟


اي مرد عرفان، در دعاي عرفه چه گفتي که حاجيان همه گريانند؟صحراي عرفات، کلاس شناخت و خود سازي امام حسين (ع) است.  در روزعرفه، دستان مبارک را رو به معبود بلند نمود و راز و نياز کرد ، سراسر دعا بود و اشک. عاشقانه گفت:که کرامت فرمودي، فضيلت اعطاء كردي، تويي که فضل خود را به اتمام رسانيدي، تويي که روزي عطا فرمودي، تويي که سرمايه ام دادي، تويي که پناه دادي،تويي که از گناه بازداشتي، تويي که گناهان را پوشانيدي، تويي که گناهان را بخشيدي، تويي که عذر پذيرفتي،تويي که پشتيبان بودي،


امّا من اي خدايم!!



 به خطاهايم معترفم، پس بر من ببخشاي! منم که گناه کردم، منم که خطا نمودم، منم که ناداني کردم، منم که به سوي گناه شتافتم، منم که وفا ننمودم، منم که پيمان شکستم، منم که به جرم خود اقرار کردم. بارالها! من به آن نعمات که مرا داده اي اذعان دارم، به گناهانم اعتراف کرده و از آنها باز مي گردم، تو نيز مرا بيامرز.


اي کسي که گناه بندگان ، تو را ضرري نرساند و نيازي به طاعت ايشان نداري، هر کدام از بندگانت که کاري نيکو به جاي آوردند، به توفيق و لطف توست، پس ستايش و حمد شايسته توست.


خدايا، چون مرا فرمان دادي سرکشي نمودم و چون نهي کردي، به جاي آوردم. اينک اين منم که نه دليلي بر بي گناهي خود دارم که عذر بخواهم و نه نيروي آن دارم که از کسي ياري بخواهم. حال با کدامين اعضايم مقابل تو بايستم، آيا با گوشم ، چشمم ، زبانم  و يا پاهايم، آيا تمامي اينها نعمتهايي نيست که مرا عنايت فرمودي و من با همه آنها نافرماني کرده ام،


اي مولاي من، حجت و دليل از آن توست و من محکومم.


 پروردگارا، مرا از زير بار ذلت نفس رهايي ده و پيش از آن که زمان مرگم برسد ، ازآلودگي شک وشرک پاکم کن. از تو ياري مي جويم، ياريم کن، بر تو توکل مي نمايم، مرا به حال خود وامگذار. تو را مي خوانم، مرا نوميد مساز، مشتاق فضل توام، محرومم مکن. خويشتن را به وجود پاکت منتسب مي نمايم، دورم مگردان . مقيم درگاه توام، از خود نرانم.آن کس که تو را از دست داد، که را يافت و آن که ترا يافت که را از دست داد! به راستي که زيانکار است آن کس که به جاي تو ديگري را برگزيند، بسي خسران زده است آن که بکوشد تا از تو جدا گردد . چگونه به غير تو اميدوار شوم، در حالي که تو رشته احسان را نگسسته اي و چگونه نياز خويش از درگاه غير تو بطلبم و حال آن که عادت بخشندگي خويش را دگرگون نساخته اي. خدايا! چگونه رداي بينوايي به تن نکنم، در حالي که مرا در جايگاه فقرا نشانده اي و چگونه خويشتن را فقير بنامم با آن که تو با بخشش خود بي نيازم ساخته اي !..

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 17:56  توسط محمد صالح   | 

 

پس از اين‌كه بخشيده شده‌اي چه احساسي داريد؟

احساس مي‌كنم دوباره متولد شده‌ام

وقتي به محل اجراي حكم آورده شديد چه فكر كرديد و احساس كردي كه بخشيده مي‌شوي

فكرم اين بود كه در مقابل گناهي كه انجام داده‌ام بايد قصاص شوم و به مجازات برسم و تا موقعي‌ كه طناب به گردنم افتاده بود فكر بخشش نبودم و پس از اين‌كه طناب دار كشيده شد و بالا رفت ديگر چيزي متوجه نشدم بعد از انتقال به بيمارستان متوجه شدم كه بخشيده شدم كه هيچ‌گاه در اين زمان فكر عفو نمي‌كردم و به قصاص عمل خود فكر مي‌كردم.

قبل از اجراي حكم در زندان از خداوند طلب عفو كردي؟

در مقابل خداوند احساس شرمندگي و طلب عفو مي‌كردم ولي ديگر چاره‌اي جز طلب عفو نبود چون گناهكار بودم

نسبت به خانواده‌ي مقتول چه احساس داشتي؟

چون قصاص حق من بود تا زنده‌ام در مقابل اين خانواده اظهار شرمندگي مي‌كنم و تمام عمرم مديون لطف آن‌ها هستم به خاطر اين‌كه فرزندي از خانواده آن‌ها گرفته بودم‌بازباغيرت‌وجوانمردي مرا عفو كردند. چيزديگري‌ندارم‌بگويم‌جزاين‌كه شاكر خداوندودعاگوي‌خانواده‌ي‌مقتول باشم.

در پايان چه صحبتي داري؟

باز هم مي‌گويم از عملي كه انجام داده‌ام پشيمانم و به ديگران توصيه مي‌كنم به هنگام عصبانيت سريع و آني تصميم نگيرند.

ضمناً از قوه‌ي قضايي، كادر پزشك و پرستاران بيمارستان ولي‌عصر(عج)مركز كازرون، مركز اورژانس كازرون، پزشك قانوني كازرون كه در نجاتم نهايت تلاش را انجام دادند قدرداني مي‌كنم.

  برادر مقتول در يك گفت و گوي كوتاه در مورد انگيزه‌ي عفو قاتل  گفت: فقط براي رضاي خدا اقدام به عفو قاتل برادرم نمودم پدر و مادر مقتول در قيد حيات نبودند.

ابوالفضل عاشوري دادستان عمومي و انقلاب كازرون در گفت و گويي اعلام كرد كه قاتل در تاريخ 9 فروردين 1383 مرحوم جهانگير جمشيدي فرزند باروني 29 ساله با چاقو به قتل رسانده بود كه حكم قصاص در شعبه‌ي 23 ديوان عالي كشور به تأييد رسيد و در تاريخ 5 آذرماه در ملأ عام در ميدان امام حسين(ع) كازرون اجرا كه منجر به عفو شد. عاشوري همچينن گفت: طي شش ماهه‌ي گذشته 5 مورد حكم قصاص انجام كه 3 مورد منجر به عفو و سازش و 2 مورد اجرا گرديده و تا پايان سال چند مورد حكم قصاص در مورد متهمين اجرا خواهد شد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 9:30  توسط محمد صالح   | 

 

بنا به گزارش روابط عمومي مركز آموزش امام رضا(ع)‌رزمايش نود و سومين دوره‌ي مقدماتي با عنوان ثارا... به مدت 2 روز در منطقه‌ي عملياتي مركز آموزش امام رضا(ع) برگزار شد.

در اين رزمايش فراگيران مركز پس از قرائت زيارت عاشورا در جوار قبر شهيد گمنام و بدرقه‌ي مسؤولين با استعداد دو گردان رزمي پياده در ارتفاعات مشرف به مركز با رمز يا علي‌بن ابي‌طالب(ع)، و سلسله عمليات‌هاي كمين و ضد كمين، فتح تپه، تاخت شبانه و برنامه‌هاي تخمين مسافت، جهت يابي، پرتاب نارنجك و انفجارات توان رزمي خود را در دفاع از حريم ولايت و پشتيباني از ميهن عزيز اسلامي به نمايش گذاشتند.

در پايان سرهنگ گودرزي فرمانده مركز آموزش ضمن توجيه نيروها در رابطه با عمليات‌هاي انجام شده با ذكر خاطرات دوران جنگ تحميلي ياد و خاطره‌ي شهداي عزيز را گرامي داشتند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 9:32  توسط محمد صالح   |